۱۳۹۷ تیر ۶, چهارشنبه
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
بنیانگذاری
بنیانگذاران مجاهدین، محمد حنیفنژاد، سعید محسن و اصغر بدیعزادگان از دانشآموختگان دانشگاه تهران و هوادار نهضت آزادی، اما منتقد شیوههای عمل سران نهضت (بخش مذهبی جبهه ملی ایران) بودند.
پس از قیام خودانگیخته ۱۵خرداد ۱۳۴۲، که سرکوب خونین مردم و پیگرد و دستگیری گسترده مخالفان و فعالان سیاسی را بهدنبال داشت، بنیانگذاران در زندان به جمعبندی مبارزات سیاسی گذشته پرداختند و دریافتند که مبارزات پارلمانی و سیاسی همواره توسط دیکتاتوری سرکوب میشود و به نتیجه مطلوب نمیرسد، بنابراین برای سرنگونی دیکتاتوری، مبارزه مسلحانه در آن مرحله، بهعنوان شکل محوری مبارزه، یک ضرورت است. بر این اساس، گروهی را بنیان نهادند که چند سال بعد، سازمان مجاهدین خلق ایران نام گرفت.
این گروه طی ۶سال فعالیت مخفی به مطالعه شرایط سیاسی و تدوین دیدگاههای خود در زمینههای مختلف سیاسی، استراتژیک و ایدئولوژیک همت گماشت. مهمترین دستاورد محمد حنیفنژاد در زمینه ایدئولوژیک، کشف این حقیقت بود که بهلحاظ اجتماعی- اقتصادی مرز واقعی، بین استثمارشده و استثمارگر است و نه بین معتقدان صوری و منکران خدا. این حقیقت، خط فاصل مشخص و خدشهناپذیری بین مجاهدین خلق و انواع درکهای مختلف از اسلام که هر یک به ترتیبی و به درجهای استثمار را میپذیرند، ترسیم کرد.
در شهریور۱۳۵۰، ساواک شاه در آستانه برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ساله، هجوم گستردهیی را به سازمان و دیگر نیروهای مبارز بهعمل آورد و طی آن حدود ۹۰درصد اعضای سازمان و تمام مرکزیت را دستگیر کرد.
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
[ Photo ]
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
متعاقباً دادگاه نظامی بنیانگذاران و همه اعضای مرکزیت سازمان را به اعدام محکوم کرد. از میان آنها تنها حکم مسعود رجوی بهدلیل کارزار بینالمللی سیاسی و حقوقی گستردهیی که دکتر کاظم رجوی، برادر مسعود، در خارج کشور به راه انداخته بود، با یک درجه تخفیف به حبس ابد تبدیل شد و او از اعدام نجات یافت.
با انتشار دفاعیات آتشین بنیانگذاران و اعضای مرکزیت و شهادت قهرمانانه آنها، ستاره اقبال اجتماعی مجاهدین بهخصوص در دانشگاهها درخشش و تلألؤیی بیهمتا یافت و اقشار روشنفکر و مذهبی را جذب سازمان کرد.
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
کودتای اپورتونیستی
اما از سوی دیگر، اپورتونیستهای چپ نما، که با سوءاستفاده از شهادت بنیانگذاران و اعضای مرکزیت سازمان و اسارت مسعود رجوی بر سازمان مسلط شده بودند، طی یک کودتای خائنانه و با قتل فجیع چند تن از اعضا و مسئولان مجاهد از جمله مجاهدان شهید مجید شریف واقفی و محمد یقینی که تن به تحمیلهای آنها نداده بودند؛ زیر عنوان مارکسیسم، موجودیت تشکیلاتی ـ ایدئولوژیک و موقعیت سیاسی ـ اجتماعی مجاهدین را متلاشی کردند.
نمایی از زندان اوین
مسعود رجوی که بعد از شهادت بنیانگذاران، رهبری سازمان را در زندان بهعهده داشت، مواضع سازمان در برابر این جریان خائنانه اپورتونیستی را، طی ۱۲ماده در پاییز ۵۵، مدون کرد و اپورتونیستها را مجبور کرد از سازمان مجاهدین دست بردارند و سازمان و گروه دیگری درست کنند.
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
مجاهدین و خمینی
در سال ۱۳۵۶ شاهد تکوین و بالا گرفتن امواج انقلاب ضدسلطنتی بودیم؛ امواجی که به قول آیتالله طالقانی، از خون پیشتازان مجاهد برخاسته بود. با اوجگیری انقلاب، شاه ناچار از ترک کشور شد و ۴روز پس از آن، در شامگاه ۳۰دی ۱۳۵۷، آخرین دسته از زندانیان سیاسی شامل مسعود رجوی و موسی خیابانی از زندان آزاد شدند و به این ترتیب مرحله جدیدی از مبارزات مجاهدین آغاز شد؛ این بار با خمینی و نیروهای او که با سوءاستفاده از غیبت و زندانی بودن مجاهدین، رهبری انقلاب را ربوده بودند. (برای اطلاع اجمالی درباره ماهیت و سوابق خمینی نگاه کنید به مقاله «خمینی که بود و چگونه به حکومت رسید» که در واقع مقدمه کتاب links/books/۹۲۰۵۱۸_Kkomeini.pdf>میباشد)
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
مجاهدین همچنین از آغاز بر سر مسأله آزادیها که آن را فلسفه و جانمایه انقلاب ضدسلطنتی میدانستند، با خمینی مرزبندی کردند و مسعود رجوی رودرروی خمینی که از « انقلاب اسلامی» دم میزد، در اولین ملاقاتی هم که روز ۱۵بهمن ۱۳۵۷ میان خمینی و مسعود رجوی صورت گرفت، خمینی گفت جوانان و دانشجویان حرف شما را میپذیرند، شما اعلام کنید که جریانهای غیرمذهبی حق فعالیت سیاسی ندارند، اما مسعود رجوی جسورانه به او یادآوری کرد حضرت آیتالله مگر خود شما در پاریس نگفتید که مارکسیستها در فعالیت سیاسی آزادند؟! خمینی که انتظار چنین جوابی را نداشت، با غیظ و بدون خداحافظی از اتاق خارج شد. خمینی پس از آن هم از طریق پسر خود احمد، به مجاهدین و شخص رجوی پیام داد که اگر شما مثل بقیه مردم، رهبری ”امام“ را بپذیرید، بالاترین مقامهای حکومتی در اختیار شماست؛ اما هر بار مسعود رجوی بهنمایندگی از سوی مجاهدین دست رد به سینه او زدند.
مجاهدین به یمن همین مواضع اصولی خود، به بزرگترین نیروی متشکل انقلابی تاریخ ایران تبدیل شدند؛ بهطوری که در سراسر ایران دفتر و مرکز داشتند و تیراژ روزنامهشان ـ «مجاهد» ـ به مرز ۶۰۰هزار نسخه رسید.
رأی ندادن به قانون اساسی
از سوی دیگر، خمینی که از روز اول در اندیشه قبضه انحصاری تمام اهرمهای قدرت و تحکیم پایههای دیکتاتوری ابدمدت خود بود؛ توسط مجلس خبرگان که آن را جایگزین مجلس مؤسسان کرده بود، ولایتفقیه را بهعنوان یک اصل، وارد قانون اساسیاش کرد. اما مجاهدین ضمن افشای مفهوم این اصل که به حکومت مطلقه و فاشیسم دینی لباس قانونی و مشروعیت میپوشاند، از شرکت در همهپرسی قانون اساسی و دادن رأی به آن خودداری کردند
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
مسعود رجوی کاندیدای ریاستجمهوری
مجاهدین در اولین انتخابات ریاستجمهوری رژیم نیز با معرفی مسعود رجوی بهعنوان کاندیدای خود شرکت کردند تا با استفاده از آخرین قطرات آزادیهای به جا مانده از انقلاب بهمن، ضامن وحدت ملی باشند که با اقدامات انحصارطلبانه خمینی، دچار لطمات جدی شده بود. کاندیداتوری مسعود رجوی از حمایت گسترده زنان، روشنفکران، دانشجویان و اقلیتهای مذهبی و قومی برخوردار شد. اما خمینی که از این اقبال اجتماعی وحشتزده شده بود، برخلاف قول قبلی خود مبنی بر دخالت نکردن در انتخابات، طی فتوایی مسعود رجوی را با این بهانه که به قانون اساسی ولایتفقیه رأی نداده از دور انتخابات حذف کرد.
خمینی همچنین با تقلبات گسترده مانع از آن شد که حتی یکی از کاندیداهای مجاهدین برای مجلس شورا، که از سراسر کشور در انتخابات شرکت کرده بودند، به مجلس راه پیدا کند.
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
رژیم خمینی توسط چماقداران سازمانیافته و پاسداران مسلح خود، حمله و هجوم به ستادها و دفاتر مجاهدین در سراسر کشور را مستمراً شدت میبخشید؛ همزمان با آن، حمله به دانشگاههای کشور و تعطیل آنها تحت عنوان انقلاب فرهنگی را آغاز کرد و فضای تنفس سیاسی را برای همه دگراندیشان، بهخصوص مجاهدین هر چه تنگتر ساخت. اما مجاهدین، پس از حدود که با حداکثر خویشتنداری و انضباط تشکیلاتی و با تحمل قریب ۷۰ شهید و هزاران اسیر و زندانی شکنجه شده همراه بود، سرانجام در روز ۳۰خرداد ۱۳۶۰، اتمامحجت تاریخی خود را با خمینی بهعمل آوردند. در این روز بیش از نیممیلیون نفر از مردم تهران در حمایت از مجاهدین به خیابانها ریختند و در یک تظاهرات مسالمتآمیز، بر مشروعیت سیاسی رژیم خمینی مهر پایان زدند. پاسداران به دستور شخص خمینی به روی مردم بیگناه آتش گشودند و بسا بیرحمانهتر از شاه، تظاهر کنندگان را به خاک و خون کشیدند و از همان عصر ۳۰خرداد، دوران اعدامهای جمعی بهمنظور ریشهکن کردن مجاهدین را آغاز کردند. به این ترتیب تداوم مبارزه مسالمتآمیز سیاسی ناممکن شد و برای مردم، راهی جز مقاومت مسلحانه باقی نماند.
تأسیس شورای ملی مقاومت
مسعود رجوی در روز ۳۰تیر ۱۳۶۰، تأسیس را بهمثابه آلترناتیو رژیم خمینی اعلام کرد و متعاقباً در ۷مرداد همان سال برای گسترش و معرفی همین آلترناتیو، با یک پرواز پرمخاطره از قلب پایگاه شکاری دشمن از تهران به پاریس عزیمت کرد.
موضع مجاهدین در قبال جنگ با عراق
در جریان جنگ ایران و عراق و حمله نیروهای عراقی به خاک ایران، سازمان مجاهدین ابتدا در صفی مستقل به جنگ با آنها پرداخت اما پس از اینکه عراق نیروهای خود را از خاک ایران بیرون کشید و به پشت مرزهای رسمی عقب نشست و خواستار صلح عادلانه بین دو کشور شد، مجاهدین و شورای ملی مقاومت سیاست صلح را برای قطع این جنگ ویرانگر در پیش گرفتند. جنگی ضدمیهنی که فقط خمینی بهمنظور سرپوش گذاشتن بر سرکوب و اختناق و تحقق سودای احیای امپراتوری باصطلاح ”اسلامی“ خود خواستار ادامه آن بود. در ۱۹شهریور ۱۳۶۱ یعنی یک سال پس از عقبنشینی کامل نیروهای عراقی به مرزهای بینالمللی، مسعود رجوی در محل اقامت خود در اورسوراواز پاریس، اولین موافقتنامه صلح را امضا کرد. (۱)
انقلاب ایدئولوژیک
روز ۱۹اسفند ۱۳۶۳، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران، طی اطلاعیهیی تشکیل رهبری نوین سازمان مجاهدین، مسعود و مریم، و انقلاب نوین مردم ایران را اعلام و معرفی نمود. این سرآغاز یک تحول کیفی در اندیشه و مناسبات درونی مجاهدین و ورود زنان مجاهد به سطح رهبری بهمنظور آزاد کردن و استخراج حداکثر پتانسیل برای سرنگونی رژیم آخوندی بود؛ تحولی که با عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین نامیده میشود. (برای آگاهى بیشتر مراجعه کنید به «توضیحاتی پیرامون links/books/۹۲۰۵۱۸_Enghlab.pdf>از سخنرانی خانم مریم رجوی در مراسم ۸مارس ـ اسفند ۱۳۹۱)
عزیمت به عراق
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
[ File : 201373099539362021757.jpg ]
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
در برابر توطئههای پنهان و آشکار با رژیم خمینی که طی آن، دولت دست راستی وقت فرانسه فشار خود برای ایجاد مانع و محدودیت علیه اقامت رهبری مقاومت در فرانسه را به نهایت رسانده بود، روز ۱۷خرداد ۱۳۶۵، مسعود رجوی پاریس را به مقصد عراق ترک کرد تا ضمن خنثی کردن توطئههای دشمن، به الزامات مرحله جدید مبارزه برای سرنگونی رژیم و مشخصاً تشکیل ارتش آزادیبخش پاسخ گوید. عزیمت به عراق یک گام اجتنابناپذیر برای تأسیس ارتش آزادیبخش بهعنوان تنها اهرم سرنگونی رژیم خمینی، دشمن اصلی مردم ایران، بود.
تأسیس ارتش آزادیبخش ملی
در روز ۳۰خرداد سال ۱۳۶۶، رهبر مقاومت طی پیامی، تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران را اعلام کرد و آن را برای دفاع از آزادی میهن و بهمثابه ”بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران“ ، پاسخ قطعی به نبرد سرنوشت میان مقاومت و ارتجاع خمینی توصیف کرد.
ارتش آزادیبخش ملی ایران، پس از انجام بیش از یک صد رشته عملیات نظامی علیه نیروهای خمینی و کسب پیروزی در نبردهای آفتاب و چلچراغ و فتح شهر مهران، با درهم شکستن یک لشکر زرهی و چند تیپ و گردان ارتش و سپاه، چشمانداز فروپاشی ماشین جنگی خمینی و سرنگونی رژیم را در چشمانداز نزدیک قرار داد. خمینی هراسان از رشد شتابان ارتش آزادیبخش که فتح تهران را در هدف داشت، ناگهان دست بالا کرد و به قول خودش زهر آتشبس را سرکشید.
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
فروغ جاویدان
در تاریخ ۳مرداد ۱۳۶۷ ارتش آزادیبخش به بزرگترین تهاجم نظامی خودبرای سرنگونی رژیم قرونوسطایی خمینی اقدام کرد. در مقابل این تهاجم، خمینی کلیه ارگانها نهادهای حکومتی از طلبهخانهها و حتی مجلس را بسیج کرد و نفرات آنها را به مقابله با ارتش آزادیبخش فرستاد. به این ترتیب رژیم خمینی در مجموع ۲۰۰هزار تن را به جبهه اعزام کرد. ۵۵هزار تن از این نیروها کشته و مجروح شدند. متقابلاً نیز ۱۳۰۴تن از رزمندگان ارتش آزادیبخش در این نبرد، بهشهادت رسیدند. (۲)
به این ترتیب فروغ جاویدان بهعنوان برگ زرین و خونینی از استقلال و توانمندی ارتش آزادیبخش ملی و پاکبازی، جانبازی و آمادگی رشیدترین فرزندان مردم ایران برای آزادی میهن، بر تارک مقاومت مردم ایران در برابر استبداد و ارتجاع جای گرفت و حضور مشروع ارتش آزادیبخش در خاک عراق را بیمه و تضمین کرد.
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
قتلعام زندانیان سیاسی
خمینی پس از خوردن زهر آتشبس، بهمنظور در امان نگهداشتن رژیمش از آثار سیاسی و اجتماعی آن، در یک جنایت بیسابقه که بزرگترین جنایت ضدبشری سازمانیافته دولتی در جهان معاصر پس از کورههای آدمسوزی هیتلر توصیف شده است، به قتلعام تمامی زندانیان مجاهد و مبارزی که همچنان بر سر مواضع خود ایستاده بودند، مبادرت کرد و ظرف حدود ۳ماه ۳۰هزار تن از زندانیان سیاسی در زندانهای سراسر کشور را که عمده آنها را زندانیان مجاهد تشکیل میدادند، اعدام کرد. این جنایت مافوق تصور اعتراض اجتماعی و نهادهای بینالمللی حقوقبشر را برانگیخت و موجب مخالفت آیتالله منتظری، قائممقام و جانشین خمینی نیز شد. خمینی هم به همین علت، او را مورد غضب قرار داده و از منصبش عزل کرد.
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
معرفی مریم رجوی بهعنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران
روز ۲۶مهر ۱۳۶۸، در یک گردهمایی با حضور صدها تن از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران، مسعود رجوی، خانم مریم رجوی را بهعنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران معرفی کرد.
از درخشانترین خدمات خانم مریم رجوی در دوران مسئول اولی، تجدید سازماندهی و تجدید ساختار ارتش آزادیبخش بهعنوان یک ارتش زرهی میباشد. ارتشی که توسط کارشناسان نظامی آمریکا که آن را از نزدیک دیده بودند، بزرگترین ارتش سوار زرهی جهان توصیف شد و عملاً نیز کارایی و توانمندی نظامی خود را در عملیات تدافعی مروارید و مقابله با تهاجم گسترده رژیم در اسفند ۶۹ و فروردین ۷۰ و درهم شکستن آن به ثبوت رساند.
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
[ Photo ]
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
معرفی شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران
۴سال بعد در پی سلسله نشستهای شورای مرکزی سازمان، مریم رجوی، شورای رهبری مجاهدین را که همگی به اتفاق آرا، بهعنوان ارگان رهبری کننده سازمان، انتخاب شده بودند، معرفی کرد. ۱۲تن بهعنوان اعضای شورای رهبری و ۱۲تن دیگر بهعنوان کاندیداهای عضویت در شورای رهبری اعلام شدند.
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
[ Photo ]
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
معرفی مریم رجوی، بهعنوان رئیسجمهور برگزیده دوران انتقال
در تاریخ ۶شهریور ۱۳۷۲، شورای ملی مقاومت ایران در اجلاس رسمی خود، مریم رجوی را بهعنوان رئیسجمهور مقاومت در دوران انتقال انتخاب کرد. این انتخاب در روز ۳۰مهر همان سال اعلان عمومی گردید. انتخاب یک زن بهعنوان رئیسجمهور منتخب مقاومت، از یک سو همچون موشکی استراتژیک به قلب ایدئولوژی زنستیز نظام ولایتفقیه اصابت کرد و از سوی دیگر مقاومت ایران را در همه زمینههای سیاسی، اجتماعی و ایدئولوژیک، بهطور کیفی جهش داد. (۳)
افشای پروژه مخفیانه اتمی رژیم
در مرداد۸۱ (اوت ۲۰۰۲) مجاهدین و شورای ملی مقاومت در یک اقدام خارقالعاده دو سایت فوق سری نطنز و اراک را افشا کردند و جامعه بینالمللی را متوجه برنامه ضدمردمی و ضدایرانی هستهیی رژیم کردند. پروژه ساخت بمب اتمی که آخوندها بهمنظور تضمینی برای بقای حکومت متزلزل خود، با تمام قوا درصدد دستیابی به آن بودند و توانسته بودند به مدت ۱۸سال آن را از دید دنیا مخفی کنند. این افشاگری ضمن ایجاد مانع در مسیر پیشبرد این پروژه شوم، رژیم آخوندی را دچار یک بحران خردکننده کرد که همچنان گریبانگیر آن است.
۱۰سال پایداری
در دی ماه ۸۱ (ژانویه ۲۰۰۳)، آمریکا به همراه نیروهای متحد خود، عراق را بهطور گستردهیی مورد حمله قرار داد. قبل از شروع حمله، مجاهدین هم به دولت عراق و هم به آمریکا و نیروهای ائتلاف اعلام کردند که در این جنگ کاملاً بیطرفند و هیچگونه دخالتی در آن ندارند و بهمنظور اثبات این ادعا، مختصات جغرافیایی قرارگاههای مختلف خود در عراق را نیز، برای هیأت نمایندگی سازمان مللمتحد در عراق (آنمویک) ارسال کردند. اما نیروهای مهاجم در یک بند و بست ننگین با فاشیسم دینی حاکم بر ایران، قرارگاههای مجاهدین و نیروهای ارتش آزادیبخش را مورد شدیدترین بمبارانها قرار دادند. در جریان این حملات، بیش از ۵۰تن از مجاهدین کشته شدند و دهها تن مجروح گردیدند. اما رزمندگان به دستور فرمانده کل ارتش آزادیبخش، با انضباطی شگفتانگیز، برای دفاع مشروع از خود، حتی یک گلوله نیز شلیک نکردند و به این ترتیب نقشه رژیم را که روی درگیری مجاهدین و ارتش آمریکا و نابودی آن در این رویارویی سرمایهگذاری کرده بود، نقش بر آب کردند.
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
متعاقباً در توافقى که بین فرماندهان ارتش آمریکا و جانشین رهبری مجاهدین در اشرف، خانم مژگان پارسایی صورت گرفت، مجاهدین موافقت کردند در ازای پذیرش مسئولیت حفاظتشان از سوی آمریکا، سلاحها و مهمات خود را به ارتش آمریکا تحویل دهند. (۵)
در همین حال پس از چند نوبت تحقیق و بررسی دقیق توسط ۹ارگان مختلف امنیتی و اطلاعاتی آمریکا، پیرامون سوابق یکایک اعضا و رزمندگان ارتش آزادیبخش، كه ۱۶ ماه بطور انجامید، کارت ”شخص حفاظتشده“ توسط ارتش آمریکا برای تکتک ساکنان اشرف صادر شد و دولت آمریکا به موجب آن، متعهد به رعایت مفاد کنوانسیون ۴ ژنو و اصل «نانرفولمان» (ممنوعیت جابهجایی اجباری) درباره ساکنان اشرف گردید. تعهدی که در سال۲۰۰۹ و احاله حفاظت ساکنان اشرف به دولت عراق آشکارا آن را نقض کرد.
۱۷ژوئن، حمله به مقر رئیسجمهور برگزیده مقاومت در فرانسه
رژیم آخوندی که از طریق بمباران و توطئه رو در رو قرار دادن مجاهدین با ارتش آمریکا به هدف خود دست نیافته بود، توطئه دیگری را از طریق بند و بست با دولت وقت فرانسه علیه مجاهدین تدارک دید. در جریان این توطئه کودتا گونه، بیش از ۱۳۰۰کماندو فرانسوی در سحرگاه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳، خانههای اعضا و هواداران مجاهدین و همچنین مقر مرکزی شورای ملی مقاومت در اور سورواز را مورد شبیخون قرار دادند و خانم مریم رجوی را به همراه ۱۶۰تن از کادرها و فعالان جنبش دستگیر کردند. اما از آنجا که در این حمله کوچکترین برگهای حاکی از دخالت هیچیک از اعضای مجاهدین در هیچ اقدام تروریستی و حتی هیچ اقدام خلاف قانون، به دست نیامد، دولت فرانسه زیر فشار افکار عمومی و سلسله اعتراضها و اعتصابغذای ایرانیانی که از سراسر اروپا خود را به پاریس رسانده بودند، همه افراد بازداشت شده و در آخر خانم مریم رجوی را آزاد کرد.
چیرگی مقاومت ایران بر کودتای ننگین ۱۷ژوئن و درهمشکستن این توطئه ارتجاعی ـ استعماری، تأثیری ژرف هم بر ایرانیان در داخل و خارج ایران گذاشت و پیوند آنان با مقاومت و پرچمدار آن مریم رجوی تحکیم و تعمیق کرد و هم افکار عمومی جهان و بهخصوص مردم فرانسه را که تا آن هنگام آشنایی بسیار محدودی با مقاومت ایران داشت، بهطور گستردهیی مجذوب این مقاومت و آرمانهای والای آن ساخت و به حمایت از آن برانگیخت.
دستگاه قضایی فرانسه نیز پس از ۸سال بررسی این پرونده که بهکلی خالی از هر گونه مدرک واقعی بود، رأی برائت مجاهدین را صادر کرد و داغ ننگ ابدی را بر پیشانی دستاندرکاران این پروندهسازی رسوا نهاد.
انتقال حفاظت به دولت عراق
در سال ۲۰۰۹، هنگامی که دولت آمریکا تصمیم به خروج نیروهایش از عراق گرفت، مسئولیت حفاظت از مجاهدین در قرارگاه اشرف را تحویل دولت عراق داد، اما دولت مالکی که هر روز بیش از روز قبل مشخص شد که مجری محض دستورات رژیم ایران است، یک محاصره ضدانسانی تمامعیار را، که شامل محاصره غذایی، دارویی و پزشکی نیز بود، بر ساکنان اشرف تحمیل کرد تا آنان را مجبور به تسلیم و ندامت و بازگشت به ایران تحت حاکمیت ملاها کند، اما مجاهدین اشرفی از یک سو با پایداری پرشکوه خود و از سوی دیگر به یمن تلاشها و راهگشاییهای خستگیناپذیر خانم مریم رجوی که کارزار بینالمللی بیمانندی را در حمایت از اشرفیها هدایت کرده و میکند تمام این فشارها و توطئهها را در هم شکستند
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
رژیم که از طریق محاصره و جنگ روانی شبانهروزی با نصب ۳۰۰بلندگو در اطراف اشرف به هدف خود نرسیده بود، به تهاجم نظامی توسط نیروهای مسلح ارتش عراق متوسل شد و طی دو فقره تهاجم، اولی در تاریخ و دومی در تاریخ ۹۰جمعاً ۵۰تن از مجاهدین را بهشهادت رساند و بیش از هزار نفر را مجروح و مصدوم کرد، اما نتیجه جز بینالمللی شدن مسأله اشرف و رسوایی و محکومیت جهانی برای رژیم آخوندی و دولت دستنشاندهاش در عراق نبود.
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
حذف برچسب تروریستی
همزمان با این تحولات، مقاومت ایران یک کارزار حقوقی بینالمللی را نیز برای نفی و حذف نام سازمان مجاهدین از لیستهای تروریستی آمریکا و اتحادیه اروپا پیش میبرد، این کارزار که شماری از برجستهترین حقوقدانان بینالمللی و شخصیتهای سیاسی سرانجام با هدایت و رهبری رئیسجمهور برگزیده مقاومت ایران به پیروزی استثنایی و خیرهکنندهیی دست یافت و نخست در سال ۲۰۰۶ با صدور حکم چندین دادگاه معتبر در انگلستان و دیگر کشورهای اروپایی و سپس در سال ۲۰۱۲ به حکم دادگاه فدرال آمریکا، وزارتهای خارجه این کشورها، مجبور شدند برچسب ناحق تروریستی را از روی نام آن بردارند. (۴)
انتقال به لیبرتی
از سوی دیگر، پس از دخالت سازمان ملل از طریق نماینده ویژهاش در سازمان ملل (کوبلر) و کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و همچنین ارائه تضمینهای مؤکد از سوی دولت و وزارتخارجه آمریکا که بهلحاظ قانونی مسئولیت حفاظت از مجاهدین را به عهده داشت، قرار شد مجاهدین بهمنظور تأمین حفاظت بیشتر و قرار گرفتن تحت مراقبت سازمان ملل و دولت آمریکا، به کمپ نظامی سابق ارتش آمریکا به نام لیبرتی در نزدیک فرودگاه بینالمللی بغداد منتقل شوند.
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
اما بهزودی و با ۳حمله موشکی پیاپی که به کشته شدن ۱۰تن و جراحت دهها تن دیگر انجامید، مشخص گردید که لیبرتی صرفاً زندانی است که فاقد اولیهترین استانداردهای امنیتی و زیستی است و رژیم آخوندی و دولت عراق با همدستی کوبلر آن را بهمنظور وارد آوردن حداکثر فشار برای متلاشی کردن تشکیلات مجاهدین تدارک دیدهاند. اما مجاهدین نیز با عزم جزم برای تبدیل زندان لیبرتی به رزمگاهی برای سرنگونی و پلی به سوی تهران، این توطئهها را افشا کرده و در هم شکستند و سازمان ملل را مجبور کردند نماینده ویژه خود را که صرفاً عامل رژیم ایران و دولت مالکی برای متلاشی کردن سازمان مجاهدین بود، از عراق بیرون بکشند. شکست و از دور خارج شدن کوبلر، فرو ریختن یکی از سه ضلع مثلث شوم توطئه علیه مجاهدین و مقدمه شکست نهایی پروژه توطئهگرانه انتقال به لیبرتی است.
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
https://goo.gl/A3yhjf
📍سازمان مجاهدین خلق ایران تأسیس شد
۱۵شهریور ۱۳۴۴ ـ ۶سپتامبر ۱۹۶۵:
✅ روز ۱۵شهریور سال ۱۳۴۴، سازمان مجاهدین خلق ایران بنیانگذاری شد. در شرایطی که روشهای سنتی و عافیتجویانه مبارزه به بنبست رسیده بود و سلطه دیکتاتوری سلطنتی نفسها را در سینهها حبس میکرد، و همه مدعیان، تسلیمطلبانه در سازش با رژیم شاه یا منفعل و دنبال زندگی خود و یا مقهور سلطه ساواک شده بودند، بنیانگذار کبیر مجاهدین؛ محمد حنیفنژاد و یارانش سعید محسن و علیاصغر بدیعزادگان، سازمان مجاهدین خلق ایران را بنیانگذاری کردند. آنان تجربههای مبارزات ملی و آزادیخواهانه مردم ایران در دهههای گذشته را جمعبندی نمودند و برای نخستین بار در تاریخ ایران یک سازمان انقلابی را بر اساس ایدئولوژی اسلام انقلابی، با نفی همه برداشتهای ارتجاعی و طبقاتی از اسلام و با خطمشی انقلابی و متکی بر انقلابیون حرفهیی و جان برکف تأسیس کردند. سازمان مجاهدین خلق ایران در سالهای گذشته بهرغم تمامی توطئهها و تهاجمهایی که برای نابودی آن از طرف شاه و شیخ بهعمل آمده، با تقدیم ۱۲۰هزار شهید در راه آزادی ایران از توفانهای سهمگین سیاسی، نظامی، ایدئولوژیک و تشکیلاتی عبور کرده و پرتوان و قدرتمند به امید آینده مردم ایران تبدیل شده است. وفاداری به آرمان آزادی و فدای بیچشمداشت برای رهایی مردم ایران، رمز ماندگاری سازمانی است که خود ستونفقرات یک مقاومت و ائتلاف پایدار است.
@mojahedin_org
درباره سازمان, [04.06.18 16:32]
[Forwarded from PMOI]
https://goo.gl/lZ8EGt
مجاهد شهید اصغر بدیعزادگان، سمبل جاودان مقاومت در زیر شکنجه
شهید بنیانگذار، اصغر بدیعزادگان در سال1319 در اصفهان بهدنیا آمد. خردسال بود که خانوادهاش بهتهران آمدند و او دوره دبیرستان را در تهران گذراند و سپس در رشته مهندسی شیمی از دانشکده فنی دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد. اصغر در دوران تحصیل در دانشگاه بهفعالیت سیاسی پرداخت، اما هیچیک از افراد خانوادهاش اطلاعی از فعالیتهای او نداشتند و ساواک شاه نیز تا هنگام دستگیریش هیچ سابقهیی از او نداشت. آنچه در اصغر بارز بود، همین رازداریش بود. بعد از سربازی، در کادر آموزشی دانشکده فنی دانشگاه تهران بهکار پرداخت و از همان دوران رابطهاش با محمد حنیف و سعید محسن محکمتر شد. اصغر طی سالهای 44 تا 50 بهواسطه حرفهاش در دانشکده فنی دانشگاه تهران، که امکان تماس با دانشجویان و استفاده از امکانات دانشگاه را بهاو میداد، در رشد سازمان چه از نظر نیروی انسانی و عضوگیری و چه از جهت تأمین امکانات، خدمات ارزندهیی انجام داد.
در ورای همه این ویژگیها و خدمات اصغر بهجنبش انقلابی و نقش او در بنیانگذاری و ارتقاء سازمان، آنچه که نام او را در تاریخ مجاهدین جاودانه کرده، مقاومت اسطورهیی او در زیر شکنجه است. بهتر است بگوییم که اصغر بدیعزادگان، بنیانگذار مقاومت صبورانه و سرسختانه مجاهدین در زیر شکنجه تا فراسوی توان و طاقت انسانی است. او پایهگذار این سنت مجاهدی است که هیچ مرزی و حدی برای مقاومت وجود ندارد و هیچ توجیهی را برای تسلیم نباید بهرسمیت شناخت.
اصغر، مصداق بارز این جملهنغز است که خودش گفته است:
«ارزش هرکس درمبارزه بهاندازه مایهیی است که در اینراه میگذارد. چگونه میتوان کسی را که چیزی از دست نداده است، مبارز خواند».
اصغر خود همهچیزش را در راه رهایی مردم ایران فدا کرد.
@mojahedin_org
درباره سازمان, [04.06.18 16:33]
[Forwarded from PMOI]
https://goo.gl/9mPoJN
مجاهد شهید سعید محسن، بنبستشکن و راهگشا
شهید بنیانگذار سعید محسن، در سال1318 در یک خانوادهمتوسط در زنجان بهدنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطهاش را در همان شهر گذراند و بعد برای ادامه تحصیل بهتهران آمد و در رشته مهندسی تأسیسات دانشکده فنی دانشگاه تهران، فارغالتحصیل شد. دوران دانشجویی سعید مصادف بود با تحولات سیاسی سالهای 39 تا 42. سعید قبلاز بنیانگذاری سازمان، بهدلیل فعالیتهای سیاسیش دوبار بهزندان افتاده بود، باردوم هنگامی بود که عضو کمیتهدانشجویان نهضت آزادی بود و در شب اول بهمن سال41 دستگیر شد و از همانجا رابطهاش با محمد حنیفنژاد هرچه نزدیکتر شد.
سعید در آن سالهای پرتلاطم، بطلان روشهای کهنهیی را که سران نهضت آزادی مبلغش بودند، در عمل مبارزاتی تجربه کرد و شکست آنها را دید و از همانجا بود که بهجانب حنیفنژاد شتافت، تا او را در بنیانگذاری سازمان یاری کند. پیشاز آن هم با اصغر بدیعزادگان آشنا شده بود. سیل جوادیه در سال41 و خراب شدن انبوهی از خانههای مردم محروم جنوب شهر، از حوادثی بود که دانشجویان و روشنفکران متعهد آن دوره را برای کمک بهمردم برانگیخته بود. سعید در رأس فعالیتهای دانشجویانی بود که برای کمک بهمردم جوادیه اکیپهای تعمیراتی تشکیل داده بودند. در سال41 هم که زلزله در آوج قزوین، ویرانیهای زیادی بهبار آورد، سعید محسن و اصغر بدیعزادگان در رأس گروههای دانشجویی بودند که چندماه شبانهروزی بهکار در میان مردم پرداخته بودند. بهزندان افتادنها و مشخص شدن سابقه سیاسی سعید باعث شده بود که در دوران سربازی بهجهرم تبعیدش کنند. با آن که سعید افسر وظیفه بود و مردم جهرم، مثل مردم همهجای ایران چشم دیدن نظامیان شاه را نداشتند، اما روحیه انقلابی و مردمیش و جاذبه او در میان مردم، چنان تأثیری بهجا گذاشته بود که مردم روستاهای اطراف جهرم تا مدتها از «مهندس سعید» یاد میکردند.
پس از پایان خدمت نظام وظیفه، سعید بهتهران آمد و در کارخانه ارج و سپس کارخانهسپنتا بهکار مشغول شد. او همزمان بهفعالیتهای سیاسی خود ادامه داد. مطالعات عمیق و زندگی با محرومترین اقشار جامعه از سعید محسن عنصری ساخته بود که دیگر فعالیتهای رفرمیستی جبههملی و نهضت آزادی وی را ارضا نمیکرد. در این ایام او شبانهروز در فکر یافتن چارهیی برای خروج از بنبست مبارزه بود. سرانجام در ملاقات با محمد حنیفنژاد بهضرورت تأسیس یک سازمان انقلابی و حرفهیی برای گشودن بنبست مبارزاتی پیبرد و بههمراه او و اصغر بدیعزادگان در زمره بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد.
سعید محسن پس از تأسیس سازمان، بهطور خستگیناپذیر کار میکرد و هفتهیی 16جلسه و قرار اجرا مینمود. او در جریان ضربهشهریور سال1350 توسط ساواک شاه دستگیر و بهزندان افتاد. یکی از مجاهدان همزنجیر سعید، درباره سعید در زندان چنین نوشته است: «در اردیبهشت51 که بیدادگاههای شاه خائن، بنیانگذاران، اعضای مرکزیت و کادرهای سازمان را محاکمه میکردند، با سعید محسن و دو نفر دیگر همسلول بودم. سلول کوچک یکنفرهیی بود. سعید شعلهسلول بود و بهآن گرما، نور و نشاط میبخشید و وضع روحیش هیچ تفاوتی با شرایط قبل از دستگیری و خارج از زندان نداشت. همانطور شوخ و بانشاط برایمان شعر میخواند، شوخی میکرد، افسرهای زندان را که برای بازدید سلولها میآمدند دست میانداخت. در عینحال بههیچوجه از وظایفش غافل نبود. ارتباطات مخفیانهاش با بقیهسلولها و با «محمدآقا» برقرار بود. پیامها را میفرستاد و میگرفت و در مورد مسائل مختلف مشورت میکرد. اطلاعیه مشترکش با «محمدآقا» در همین شرایط، صادر گردیده و بهبیرون از زندان فرستاده شد. دفاعیه تکاندهنده و مفصلی را که در بیدادگاه نظامی خواند طی 5ـ6ساعت در همین روزها نوشت. در این دفاعیه رژیم پهلوی را از ابتدا تا آن زمان و از صدر تا ذیل سکهیک پول کرد».
سعید محسن پس از تحمل ماهها شکنجه در 4خرداد1351، بههمراه سایر بنیانگذاران و اعضای مرکزیت سازمان بهجوخهاعدام سپرده شد تا خون پاکش فدیه رهایی خلق و ماندگاری و آیندهداری سازمان مجاهدین خلق ایران شود.
@mojahedin_org
درباره سازمان, [04.06.18 16:33]
[Forwarded from PMOI]
📚از نامه بنیانگذار شهید سعید محسن، خطاب به خواهرش
🔻فروردین ۱۳۴۲
🔴دنیایی که میخواهم...
🔸دلم میخواهد دنیایی به وجود آید که احساسات پاک و لطیف بشری جلوه نماید.
🔸خواهرم، گفتی باز چیزی بنویسم و بر دفتر تو که از تراوشات پاک احساساتت و از قطعات زیبای دوستانت مرشح است، سطری بنگارم. قلمی در دستم دادی و خواستی که بر لوحهیی نقشی مصور کنم. ولی نمیدانم که با تو از چه سخن گویم.
🔸از دنیای دلدادگان، از فراق و جدایی، از نگاه معصوم دخترک زیبای دهاتی، بر لباس زرین آن پسرک هوسران شهری، یا از طبیعت زیبا و زیبائیهای آن؛ ولی با تو من سخن از آن دنیایی میگویم که شاید در آن از همه جا سخن گفته باشم.
🔸از دنیایی که انسانها بهخاطر سکههای زر و نقره شکم نمیدرند و بهخاطر خودکامی و خودخواهی، انسانها را به قید بندگی مقید نمیسازند. دنیایی که هوسها بر انسانها حکومت نمیکند (و) عشقها و هوسها آلوده نمیشود...
🔸کاخ ستمگران و ثروتمندان سنگدل، دل یتیمان گرسنه را آزرده نمیسازد؛ انسانها در نهاد واقعی متجلی میشوند، نه گرگی در لباس میش؛ میدانی، آزادی و مساوات و برابری تمام مزایای جاهلیت را محکوم میکند؛ میدانی، برای انسانِ سیاه، ارزش انسانیت قائل است!
🔸دنیایی که انسانها به همدیگر به چشم انسانیت مینگرند، نه چپاولگری و غارتگری چنگیزی را در لباس تمدن جلوه میدهند. آری از چنین تمدنی که نِرون خونخوار شهر روم را رو سپید کرده است؛ از این تمدنی که مکبثها و چنگیزها در چپاولگری به گردش نمیرسند، بیزارم.
🔸دلم میخواهد دنیایی به وجود آید که احساسات پاک و لطیف بشری جلوه نماید و انسانیت تجلی کند و بشر همدیگر را به چشم برادری و برابری بنگرد، ارزش انسانها به فضیلت و کار آنها باشد.
#بیندیشیم
@mojahedin_org
درباره سازمان, [04.06.18 16:33]
[Forwarded from PMOI]
https://goo.gl/Cy2Czf
بنیانگذار کبیر محمد حنیفنژاد، بذرافشان نخستین صدق و فدا
محمد حنیفنژاد، زاده سرزمین آزادیستان آذربایجان و تبریز قهرمان است. او در سال1318 بهدنیا آمد و از نوجوانی، وقتی که 14ـ15ساله بود، در کوران نهضت ملی کردن نفت و مبارزه ضداستعماری دکتر مصدق قرار گرفت. شخصیت سیاسیش در سالهای اوج جنبش ملی و زمامداری دکتر مصدق و از هنگامیکه دانشآموز دبیرستان بود، شکل گرفت. بعد از دبیرستان، وقتی وارد دانشگاه شد و بهدانشکده کشاورزی کرج رفت، بهعنوان نماینده دانشجویان دانشکده کشاورزی در جبههیملی و یک چهره برجسته در مبارزات دانشجویی شناخته میشد. او در سالهای 39تا 41 عضو فعال نهضت آزادی بود.
حدود 10سال بعد از کودتای 28مرداد، موقعیکه شاه برای ادامه حیات رژیمش، دست بهرفرم زد و بهاصطلاح « انقلاب سفید» راه انداخت، ساواک شاه فعالترین عناصر احزاب و جنبش دانشجویی را که در آنموقع، موتور مبارزه ضددیکتاتوری بودند، دستگیر کرد. به این ترتیب محمد حنیفنژاد و سعیدمحسن که هر دو از چهرههای جوان و پرشور جنبش بودند، در هفته اول بهمن41، و چند روز قبل از برگزاری رفراندوم قلابی شاه، توسط ساواک دستگیر میشوند.
در همین دوران زندان است که محمد و سعید بهاین نتیجه میرسند که دوران حیات جریانهای سیاسی سنتی بهپایان رسیده و از همانجا نقش پیشتازانه خود را آغاز میکنند. آنها تا شهریور42 در زندان بودند. بعد از خلاصی از زندان بهسربازی رفتند، ولی با هم در ارتباط بودند. دوران سربازی محمد حنیف در پادگان سلطنتآباد و توپخانه اصفهان سپری شد. او انبوهی کتابهای نظامی را از پادگان بهخانه میآورد و مطالعه میکرد. لحظةی از پیگیری شناخت دشمن و افزودن بر هر دانشی که بهمبارزه مربوط میشد و پیدا کردن راه مبارزه غافل نبود. و این در شرایطی بود که در آن روزگار سیاه ناشی از انقلاب سفید! بسیاری از کبادهکشان اسم و رسمداری در عالم سیاست، حتی در اصل و ضرورت مبارزه شک داشتند و بهضد آن، یعنی رها کردن مبارزه میرسیدند. چونکه دیگر در چارچوب احزاب و جریانهای سیاسی موجود، امکانی برای ادامه مبارزه وجود نداشت. اما محمد حنیفنژاد و یارانش با مطالعه عمیق شرایط تاریخی و اجتماعی ایران، بنبست مبارزاتی آن روزگار را شکستند و با تأسیس یک سازمان انقلابی پیشتاز بر اساس ایدئولوژی اسلام و با تأکید بر مبارزه مسلحانه انقلابی در برابر دیکتاتوری فاسد شاه، راهی نو در برابر نسل جوان و جنبش آزادیخواهانه مردم ایران گشودند. راهی که بهخصوص با زدودن زنگارهای طبقاتی از چهره اسلام و مرزبندی با ارتجاع، تئوری راهنما و چراغ هدایت مبارزه رهاییبخش مردم ایران در سالها و دهههای بعد گردید.
@mojahedin_org
درباره سازمان, [04.06.18 16:33]
[Forwarded from PMOI]
https://goo.gl/5OlQ7D
4خرداد، شهادت بنیانگذاران و رازماندگاری(1)
با درود بهحنیف کبیر، حنیف راهگشا و بنیانگذار و یاران وفادارش؛ شهیدان بنیانگذار سعید محسن و علیاصغر بدیعزادگان و دو عضو مرکزیت سازمان، مجاهدان شهید محمود عسکریزاده و رسول مشکینفام؛ الگوهای نخستین فدا و صداقت و پایداری و صلابت؛ پیشتازانی که بهقول پدرطالقانی ”راه جهاد را گشودند ”، پیشگامانی که در شام تیره آن روزگار «مشعل» ها را برافروختند و «امید تاریخ فردا» شدند، مجاهدانی که «غبار از رخ دین زدودند» و از «توحید و از نوک پیکان رزم»، «ره انقلابی نوین را گشودند» و رودرروی جباران حاکم و مرتجعان دینفروش، این پیام را بهارمغان آوردند که مرزبندی حقیقی نه بین «بیخدا» و «باخدا» بهگونهیی صوری، بلکه بیناستثمارشونده و استتثمارکننده در صحنه عمل اجتماعی و سیاسی ترسیم میشود. و عاقبت نیز در سحرگاهان 4خرداد51، با خون سرخشان که توسط دژخیمان دیکتاتوری شاه بر زمین ریخته شد، حقانیت عقیده و آرمان خود را مهر کردند.
واقعیت این است که اهمیت فدای بزرگ آنان را وقتی میتوان خوب فهمید، که تا اندازهیی بهفضای سیاسی آنموقع ایران اشراف داشته باشیم. دورانی که بعد از خیانتهای حزب توده بهمصدق در سال1332، فضا آکنده از یأس و ناامیدی و بیعملی بود. روزهای سختی که مردم و بهویژه روشنفکران علاوه بر معضل مشخصنبودن راه، با مشکل مهمتری روبهرو بودند و از فقدان نور امید، گرمای فدا و مایهگذاشتن و شکافتن راه با پرداخت بهای آن رنج میبردند.
بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران، بهخصوص شخص محمد حنیفنژاد، علاوه بر اینکه در سال44 راه را باز کردند و با نشاندادن راه نبرد انقلابی، بنبست را شکستند، پس از دستگیریشان در سال1350 نیز رسالت خود را دیگر در این میدیدند که خون خود را بهعنوان تضمین پیروزی فدیه اینراه نمایند. این حقیقتی بود که آنها بهروشنی آنرابیان میکردند. این موضع بسیار مهمی بود که بنیانگذاران سازمان و بهطور خاص حنیف کبیر روی آن تأکید ویژهیی داشتند. حرفشان این بود که تضمین گشوده شدن راه، راه نبرد انقلابی و سازمان یافته، فدا و شهادت خود آنهاست. آری شهادت و از دست دادن بنیانگذاران سازمان که یک سرمایه ملی و میهنی برای تمام مردم ایران بودند، بهرغم اینکه برای مقاومت مردم ایران بسیار سنگین بود، اما بهدلیل آن که بذر یک مبارزه انقلابی را زیر پرچم اسلام انقلابی کاشت، بسیار گرانقدر است. اسلامی که مرتجعان طی یک تاریخ بهآن خیانت کرده و آنرابهانحرافش کشیده بودند. بههمین جهت 4خرداد که درحقیقت مسیر حوادث آن توسط خود بنیانگذاران رقم زده شد، یک راهگشایی بسیار باشکوه در تاریخ مردم ما بود. اهمیت تاریخساز این مسأله را فقط میتوان با بازگشت (ولو چند لحظه) بهآن روزگار و یادآوری فضای یأسآلودی که بر مردم ایران و بهخصوص روشنفکران حاکم بود، درک کرد و بنبست شکنی این ذبح عظیم را نیز فهمید.
بدینترتیب 4خرداد در تاریخ ایران بهیک سرفصل، بهیک روز مرزبندی تاریخی تبدیل شد.
خانم مریم رجوی رئیسجمهور برگزیدهی مقاومت تصریحا 4خرداد را سرفصلی خواندهاند که مرز دو ایدئولوژی، دو اسلام و دو دنیای متفاوت در رهبری مبارزات مردمی را ترسیم کرده است:
«مرز بیناسلام شاه و شیخ و دیگر اسلامهای استثماری با اسلام مجاهدین که از زمین تا آسمان تفاوت دارد».
وراستی که مجاهدین درگذر قریب 4 دهه پس از شهادت بنیانگذاران، ماندگاری و سرفرازی سازمانشان را درجوشش همان خون میبینند. در زندگی و رویکرد بنیانگذران سازمان و بهخصوص آخرین اوج آن درحماسه4خرداد، چیزی جز نور و یقین و ایمان بهپیروزی و افق روشن آینده دیده
حنیفنژاد در آخرین پیامش بهمجاهدین و نسلهای آینده گفت:
«روزگاری بود که گروه شما، که ما آنرابنیاد گذاشتیم، هیچ نداشت، فیالواقع هیچ، اما بهتدریج بر امکانات و قدرت ما افزوده شد پس دلقوی دارید که باز هم خدا با ماست. همان نیروی عظیمی که ما را بهاینحد رسانده، قادر است ما را حفظ کند و در کنف حمایت خود گیرد و از هیچ فیضی ما را محروم ندارد و بهاذن خودش باز هم بالاتر و بالاتر از اینها برساند. لیکن ادامه راه خدا هشیاری میخواهد، صداقت و احساس مسئولیت میخواهد» نمیشود.
@mojahedin_org
درباره سازمان, [04.06.18 16:33]
[Forwarded from PMOI]
https://goo.gl/QF52mw
4خرداد، شهادت بنیانگذاران و رازماندگاری(2)
درکتاب «تاریخ سیاسی 25ساله ایران»، خاطرهیی درباره صبح خونین 4خرداد بهنقل از یکی از «فعالین نهضت مقاومت ملی ایران و عضو شورای مرکزی جبهه ملی دوم» نقل شده که بسیار تکاندهنده است. این شخصیت در خرداد1351 در قزل قلعه زندانی بوده است. گروهبان ساقی، رئیس وقت زندان که از شکنجهگران بهنام و قدیمی ساواک بود جریان اعدام حنیفنژاد را برای وی نقل کرده که عینا درکتاب آمده است:
«صبح روز 4خرداد1351 گروهبان ساقی بهسلول من آمد. رنگپریده و عصبی مینمود. احوالش را پرسیدم، گفت: امروز شاهد منظرهیی بودم که تا عمر دارم فراموش نمیکنم. حدود ساعت4صبح قرار بود حکم اعدام درباره حنیفنژاد و دوستانش اجرا شود. منهم ناظر واقعه بودم، هنگامیکه بهاتفاق یکی دیگر ازمأموران زندان بهسلول او رفتیم تا او را برای اجرای مراسم اعدام بهمیدان تیر چیتگر ببریم، حنیفنژاد بیدار بود. همین که ما را دید گفت: میدانم برای چه آمدهاید. آنگاه روبهقبله ایستاد و با تلاوت آیاتی از قرآن، دستها را بالا برد و گفت: خدایا، شاکرمبه درگاهت. این توفیق را نصیبم کردی که در راه آرمانم شهید شوم سپس همراه ما بهراه افتاد. پساز انجام مراسم مذهبی، در حضور قاضیعسگر، او را بهطرف میدان تیر حرکت دادیم. در طول راه تکبیرگویان، شکرگزاری میکرد و تا لحظه تیرباران بدین کار ادامه داد، گویی بهعروسی میرفت!» (1)
بهاین ترتیب صبحگاه 4خرداد1351 با خون کسی رنگین شد که تاریخ میهنش را ورق زد. او بهراستی خورشید ماندگار میهنش بود و خونش بدون شک سنگینترین بهایی است که مجاهدین در مسیر تحقق و اثبات آرمانشان دادهاند. رهبر مقاومت مسعود رجوی در مراسم بزرگداشت 4خرداد (سال 1373) در همین باره گفته است: «پس از سه دهه، آدم خوب میتواند ببیند که این بنیانگذاران سازمان، ازلحاظ عنصر انقلابی و ضداستثماری خیلی مایهدار و خیلی جگردار بودند. از قدم و نفسشان، ایمان میبارید. محصوصاً محمد حنیف، که در آن روزگاری که کسی با این چیزها کاری نداشت، چنین توانمندی و ظرفیتی داشت، اگرچه مشیت این بود و شاید هم از بزرگی و نقش و رسالتشان بود، که روزهای ماندگاری و رشد و ارتقای همان مجاهدین را ندیدند و در سرفصلی بهشهادت رسیدند که هنوز چیزی تعیینتکلیف نشده بود و همان سازمان مجاهدینی هم که قرار بود باشد، ضربه خورده بود. با اینحال آنها خورشیدی را در افق میدیدند
شاید هم که من معکوس میگویم و در حقیقت بهخاطر همان خونها بود که از قضا مجاهدین آن روزگار، مجاهدین شدند. بهخاطر همان خونها و نفسها بود که چیزی چرخید. شاید همچون ما در حالت غفلت و عدمآمادگی ضربه خورده بودیم، اگر آن بها، آن قیمت و آن خونها، محصوصاً خون خود محمدآقا نبود، موضوع فرق میکرد. آنموقع، قدر و قیمتش شناختهشده نبود، همهچیز و همهکس مادون این بودند که اصلاً این چیزها فهم و درک شود. امروز نسل ما این موهبت را دارد که بعد از 30سال و بعد از صدهزار شهید، ارزشی مثل «مریم» را فهم بکند
در مثل ـو نه در قیاسـ اگر امامحسین و عاشورایی نبود، خیلی ارزشها مکتوم میماند و کسی نمیفهمید که حسین کیست. چیزی نبود! حتی برای اینکه خودش فهم بشود ، باید خودش نثار میشد. این خیلی سنگین است، ولی اصلاً امام حسین یعنی همین دیگر! شکستن بنبست یعنی همین! از تیرگی و جهل و لجن درآمدن، یعنی همین! و خون حنیف سنگینترین بهایی بود که مجاهدین پرداختند
در 28سال گذشته، در مقاطع و وقایع و لحظات مختلف، بارها و بارها بهاین فکر افتادم که راستی اگر بنیانگذار کبیرمان نبود، من خودم در کجا بودم؟ جواب هم برایم روشن است که در هیچکجا. یعنی که هرگز راهیافته و هدایتشده نمیبودم. اینجاست که با تمام وجود بهروان پرفتوح او درود میفرستم و از خدا میخواهم که بر شأن و مراتبش بیفزاید» (2).
یک بار دیگر در سالروز شهادت بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران، با درود بر ارواح طیبه آنان و با تأسی بهسنت جبرشکن، رزمنده و شکافنده مجاهد خلق که آن پیشتازان بنیان گذاشتند، با آنان تجدید عهد میکنیم و برقیام خود برای تحقق راه و آرمان پرشکوه مجاهد خلق پیمان میبندیم.
سلام برآنان و برتبار عقیدتیشان، درود، درود، درود.
@mojahedin_org
درباره سازمان, [04.06.18 16:33]
[Forwarded from PMOI]
🔴رمز ماندگاری؛ راز فنا ناپذیری!
🔸سیاوش، از اسطورههای تاریخ ایران است؛ او برای نشاندادن یک حقیقت، با جامهای سفید به میان آتش رفت؛ اما تندرست و سرفراز، به سلامت از کوه آتش بیرون آمد.
مگر ورود به آتش، برابر با نیستی و مرگ نیست؟ پس چه رازی در داستان سیاوش نهفته است که او نه تنها در آتش نمیمیرد، بلکه نامش، بر تابلوی نقاشی تاریخ ایران، به جاودانگی ترسیم میشود؟ آیا این تنها یک افسانه است؟
🔸در دهه ۱۳۴۰خورشیدی، یک جوان، سازمانی را بنیانگذاشت. محمد حنیفنژاد!
هدف حنیف و سازمانش، سرنگونی دیکتاتوری وقت و آزادی ایران بود. او میدانست که برای تحقق این هدف، سازمان نوپایش باید «فنا ناپذیر» و «ماندگار» باشد. چرا که در مسیر مبارزه با غول دیکتاتوری سلطنتی، هزاران گرداب و پرتگاه قرار دارد. حنیف، راز ماندگاری سازمانش را یافت:
رمز ماندگار=فدای بیکران!
🔸چگونه؟ مگر «فدا» از میان رفتن جسم و جان نیست؟ پس چطور میتواند عامل «ماندگاری» و «جاودانگی» باشد؟
🔸حنیفنژاد بر این باور بود که برای رسیدن به هدفی والا، فدا کردن خود، چنان تاثیر قدرتمندی بر جامعه و تاریخ به جا میگذارد، که در آنها تکثیر میشود. مانند بذر گندم که هر چند وجود فیزیکیاش زیر خاک از میان میرود، اما در مداری بالاتر، بهصورت ساقه، خوشه و در نهایت صدها بذر جدید زنده و مانا میگردد.
🔸حنیفنژاد این تئوری را در عمل به آزمایش گذاشت. آنجا که خود و سازمان نوپایش توسط ساواک شاه دستگیر شدند؛ او میتوانست تسلیم شود و وجود فیزیکی خود و سازمانش را حفظ کند. اما او فرمول «رمز ماندگاری=فدای بیکران» را برگزید.
🔸حنیفنژاد در برابر دشمن تسلیم نشد؛ بنابراین خود و تمامی مرکزیت سازمانش، توسط شاه اعدام شدند. تقریباً هیچ چیز از سازمان آنها باقی نماند.
🔸اما رمز ماندگاری، عمل کرد. چرا که آنها همان بذری بودند که وجود فیزیکیشان از میان رفت. اما کمی بعد، در هیبت سازمانی بزرگ و قدرتمند، جاودان گشت. سازمانی که امروز ۵۲سال است با دو دیکتاتوری چنگ در چنگ است. دیکتاتوری شاه را به همراه مردم ایران سرنگون کرد؛ دیکتاتوری شیخ را هم به لبه پرتگاه سرنگونی رسانده است.
🔸سازمانی که اعضایش، بر پایه فرمول جاودانگی، یعنی «ماندگاری=فدای بیکران»، تا امروز ۱۲۰هزار شهید دادهاند و هر چه بیشتر سازمانشان را پویا، ماندگار و فناناپذیر ساختهاند.
#بیندیشیم
@mojahedin_org
درباره سازمان, [04.06.18 16:33][Forwarded from PMOI]
📚از نامه بنیانگذار شهید سعید محسن، خطاب به خواهرش
🔻فروردین ۱۳۴۲
🔴دنیایی که میخواهم...
🔸دلم میخواهد دنیایی به وجود آید که احساسات پاک و لطیف بشری جلوه نماید.
🔸خواهرم، گفتی باز چیزی بنویسم و بر دفتر تو که از تراوشات پاک احساساتت و از قطعات زیبای دوستانت مرشح است، سطری بنگارم. قلمی در دستم دادی و خواستی که بر لوحهیی نقشی مصور کنم. ولی نمیدانم که با تو از چه سخن گویم.
🔸از دنیای دلدادگان، از فراق و جدایی، از نگاه معصوم دخترک زیبای دهاتی، بر لباس زرین آن پسرک هوسران شهری، یا از طبیعت زیبا و زیبائیهای آن؛ ولی با تو من سخن از آن دنیایی میگویم که شاید در آن از همه جا سخن گفته باشم.
🔸از دنیایی که انسانها بهخاطر سکههای زر و نقره شکم نمیدرند و بهخاطر خودکامی و خودخواهی، انسانها را به قید بندگی مقید نمیسازند. دنیایی که هوسها بر انسانها حکومت نمیکند (و) عشقها و هوسها آلوده نمیشود...
🔸کاخ ستمگران و ثروتمندان سنگدل، دل یتیمان گرسنه را آزرده نمیسازد؛ انسانها در نهاد واقعی متجلی میشوند، نه گرگی در لباس میش؛ میدانی، آزادی و مساوات و برابری تمام مزایای جاهلیت را محکوم میکند؛ میدانی، برای انسانِ سیاه، ارزش انسانیت قائل است!
🔸دنیایی که انسانها به همدیگر به چشم انسانیت مینگرند، نه چپاولگری و غارتگری چنگیزی را در لباس تمدن جلوه میدهند. آری از چنین تمدنی که نِرون خونخوار شهر روم را رو سپید کرده است؛ از این تمدنی که مکبثها و چنگیزها در چپاولگری به گردش نمیرسند، بیزارم.
🔸دلم میخواهد دنیایی به وجود آید که احساسات پاک و لطیف بشری جلوه نماید و انسانیت تجلی کند و بشر همدیگر را به چشم برادری و برابری بنگرد، ارزش انسانها به فضیلت و کار آنها باشد.
#بیندیشیم
@mojahedin_org
اشتراک در:
پستها (Atom)
-
مرحبا به این شیر بچه که همه حرف را زد
-
اینان رجال سیاسی ایران یعنی ولایت مطلقه هستند که هزاران جان عزیز ایرانی را گرفته اند چه در زندانها و چه در میدانهای جنگ که راه انداخ...



